X
تبلیغات
تجربیات شیمی درمانی
تجربیات شیمی درمانی
http://images6.theimagehosting.com/49170[1].th.jpg
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 17:49  توسط هادی باباجانی  | 

نکات اخلاقی در برخورد با بیماران    کسانى كه با بيماران سروكار دارند، پيوسته نبايد به بيماران نگاه كنند و نگذارند آنان بدى بيمارى خود را از زبانشان بفهمند؛ چرا كه اين امر باعث مى شود تا بيش از حدّ به خودشان توجه نمايند و در باره بلايى كه بر آنان وارد شده فكر كنند بويژه اگر دچار نقص و بيمارى ظاهرى باشند؛ چرا كه نگاههاى طولانى و پيوسته ، نوعى توجه به نقص ‍ و بيمارى براى او به شمار مى رود و او دوست دارد اين نقص مخفى بماند. و ممكن است همان بيمار، نقص و بيمارى خود را با سلامتى و تندرستى نگاه كننده ، مقايسه نمايد. در اينجا ممكن است باعث رنج و افسردگى او گردد .
امام باقر (عليه السلام ) هرگز جلو مبتلا به بيمارى به خاطر بيمارى بيمار، به خدا پناه نمى برد. و در باره بدى بلاى وارده به مبتلا چيزى نمى گفت . از امام صادق (عليه السلام ) روايت شده كه فرمود: به آنانى كه دچار مصيبت و بلا شده اند، نگاه نكنيد؛ زيرا باعث اندوه و حزن آنان مى گردد
حديث ديگرى از رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) نيز در اين زمينه وارد شده است كه فرمود :به اهل مصيبت و بلا زياد نگاه نكنيد
در حديث ديگرى باز هم از آن حضرت روايت شده كه فرمود:
پيوسته به جذاميان نگاه نكنيدالبته اين موضوع روشن است كه تنها مخصوص كسانى نيست كه با بيماران سروكار دارند، بلكه عموميت دارد و شامل ديگران هم مى شود. البته كاركنان بيمارستانها بيشتر از سايرين دچار اين موضوع مى شوند .
 بايد به نحو احسن به بيماران رسيدگى كرد و با آنان نيكو رفتار نمود. همانگونه كه مولاى متقيان به غلام خود قنبر دستور داد كه بايد انجام كارهاى آنان را مورد اهميّت قرار داد و نبايد كارهاى بيماران را به خودشان واگذاشت .
اقدام براى قضاى حاجت مريض بايد با رضايت او انجام گيرد كه دعاى بيمار براى پرستار را به عنوان تشكر بدنبال دارد و به زودى خواهد آمد كه دعاى بيمار مستجاب است ؛ مانند دعاى ملائكه و فرشته ها. افزون بر آن اين موضوع آسايش و طمأ نينه روانى را براى بيمار در پى دارد امرى است كه باعث مى شود بيمار بر بيمارى خويش مسلط و تواناتر گردد . و چنانكه بيمار از خانواده خود پرستار باشد، يعنى در خانه پرستارى شود، براى پرستار والاترين و بالاترين پاداشهاى الهى و قرب خداوندى را در بر دارد .
از رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) نقل شده است كه فرمود : هر كس يك شبانه روز براى پرستارى بيمار بر سر پا باشد، خداوند منان او را با حضرت ابراهيم خليل محشور مى گرداند و چون برق ، از پل صراط مى گذرد
على بن ابراهيم در تفسير قول خداوند ما تو را از نيكان مى بينيم ، گفت : چرا كه او به پرستارى بيماران مى پرداخت 
امام صادق (عليه السلام ) به نقل از پدران خود، به نقل از نبى اكرم (صلى الله عليه و آله فرمود (هركس براى انجام نيازهاى بيمار كوشش ‍ كند، چه انجام شود و چه نشود، مانند روزى كه از مادر متولد شده باشد از گناه پاك مى شود.
مردى از انصار از آن حضرت پرسيد : پدرم و مادرم به فدايت اى رسول خدا! اگر اين بيمار از خانواده خود باشد، آيا پاداش آن بالاتر نيست كه در انجام نيازهاى اهل بيت خود كوشش كرده است ؟ فرمود: آرى
طبيعى است كه بيمار در نتيجه احساس ضعف و نياز به ديگران ، به طور جدى حساس مى شود؛ پس براى كوچكترين چيزى احساس تلخى و رنج مى كند . از سوى ديگر كسانى كه به پرستارى بيمار مى پردازند، بار سنگينى را بر دوش خود احساس مى نمايند .
و كسانى كه موظف به نظافت كردن بيمار و دور ساختن پليدى ها از او هستند، افزون بر احساسات درونى خود نسبت به دردها وسختى كشيدن كه در بيمار مشاهده مى نمايند رنج و نفرت بيشترى احساس نموده و از وضعيت بيمار بدشان مى آيد. بنابر اين ، كسى كه يك شبانه روز به پرستارى بيمار مى پردازد، ناچار است كه تحمل و صبر داشته باشد و مشكلات و ناملايمات روحى و جسمى را بپذيرد. و در نتيجه همچون ابراهيم خليل (عليه السلام ) مى شود كه به عواطف خود پشت كرد و مشكل ذبح فرزندش را تحمل نمود .
در باره تلاش جهت قضاى حاجت نابينا از رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) حديثى وارد شده كه مى فرمايد : هر كس نياز بيمارى ناتوان را برطرف سازد و براى انجام آن حركت كند تا خداوند اين حاجت را انجام دهد، خداى سبحان او را از نفاق و آتش دوزخ رها مى كند و هفتاد حاجت از حوايج دنيا را براى او برآورده مى سازد و تا زمانى كه تلاش مى كند، در رحمت خداوند به سر مى برد
اين جداى از روايات فراوانى است كه تشويق مى كند مردم را بر انجام دادن نيازهاى مؤ منان و كمك به آنان كه اين كار يكى از كارهاى پاداش آور مى باشد .
وجود مهربانى در انسان كه بر اثر ديدن ناتوانى و ضعف ديگران نمود پيدا مى كند زمينه ساز انجام اين كارهاى پرمشقّت و ملال آور مى گردد. امام صادق (عليه السلام ) به اين مسأ له اشاره فرموده كه :
مانند ارباب ، در عيب مردم ننگريد و چون بنده ها به عيب خود بنگريد. همانا مردم دو دسته هستند؛ مبتلا و عافيت دار، به گرفتار، ترحم كنيد و خدا را بر عافيت سپاسگزار باشيد
در جاى ديگر از آن امام همام نقل شده كه فرمود : خداوند متعال در يكى از وحى هاى خود فرمود: همانا نماز كسى را مى پذيرم كه در برابر بزرگواريم فروتنى كند... و برهنه را بپوشاند و به آسيب رسيده ، ترحم كند. نکته ای كه بايد در اينجا گفت اینستکه برای زن حائض مانعى ندارد كه از بيمار پرستارى كند اما چيزى كه در روايات وارد شده ، نهى كردن حضور زن حائض در هنگام احتضار و جان سپردن بيمار است نه بيشتر . در يك كلام جامع ، مى توان گفت كه بايد محيط بيمارستانها و مراكز درمانى بهداشتى ، به تمام معنا، انسانی و واسلامى و الهى باشد .

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 17:32  توسط هادی باباجانی  | 

پرستارى و بيمارستان 
بيمارستان و خصوصيات آن  
سرآغاز :
اينك وقت آن رسيده تا شمه اى گذرا از ويژگيهاى مورد نياز يك بيمارستان را ازديدگاه اسلامى ، بيان كنيم . پس از آن به روابط پرستار با پزشك و با بيمار،اشاره اى نماييم . بدنبال آن كوشش خواهيم نمود تا نظر روشن و صريح اسلام در باره پرستارى و معالجه زن توسط مرد و مردتوسط زن را بشناسيم . همچنين كالبدشكافى را مورد بررسى قرار مى دهيم ، البته با رعايت اختصار ممكن ؛ چرا كه نياز شديد كنونى ما مى باشد.
بيمارستانهاى نمونه  
اگر خدمت به بيمار و انجام دادن كارهاى او، موجب اجر جميل و ثواب مضاعف مى گردد، به اين علت است كه وى به خداوند منان نزديكتر است و دعاى او مستجاب مى باشد؛ پس ناچار بايد در محيطى به سر ببرد كه با حال و هواى خاص او متناسب باشد .
از جهت ديگر، وقتى بيمار برخى مواد مضر و آلوده را همراه خود دارد، باعث مى گردد خود او نيز رنج ببرد و اطرافيان او نيز در زحمت باشند، به طور قطع بايد در محيطى به سر ببرد كه رعايت بهداشت كامل در آن شده باشد و او را از هرگونه عوارض ‍ جانبى ديگر كه احتمالاً بر اثر عدم رعايت بهداشت حاصل شود، دور دارد و اين در هر حال بايد صورت پذيرد؛ چه به صورت مستقيم باشد و چه غيرمستقيم .
گر چه مبحث بهداشت از موضوعات گوناگون و داراى ابعاد متعدد اسلامى مى باشد، اما احاطه كامل بر آن ، امرى دشوار و نيازمند پژوهشى عميق و ژرف است كه ما در اين فرصت اندك تنها به برخى موارد كه با حالت عمومى و كلى بيمارستانها ارتباط دارد، اشاره مى كنيم كه اين بيمارستانها داراى چه خصوصيات و ويژگيهايى بايد باشد، اما همان گونه كه عرض شد، اين بررسى و كاوش ، كوتاه و مختصر خواهد بود .
ويژگيهاى بيمارستان اسلامى  
از رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله ) نقل شده كه آن حضرت بسيارى از خصوصيات مطلوب و مورد نظرى را كه بايد در منازل مسكونى و محل سكونت مردم در نظر گرفته شود ياد آور شده اند ... و ما از اين نقطه نظرها و درنگ ها مى توانيم پى به حكمت مطلوبيت آنها ببريم ، همان گونه كه خواهيم ديد در بيمارستانى كه به مداواى بيمار اختصاص ‍ داده شده ، اين ويژگيها ضرورت بيشترى دارد .
خلاصه اين ويژگيهاكه ازروايات واحاديث استخراج شده است ، به قرار ذيل مى باشد:
الف : در ارتباط با مكان و موقعيت بيمارستانها
1-  جايگاهى زيبا باشد
2- از هواى پاكيزه برخوردار باشد.
3- داراى آب فراوان و خوش گوار باشد.
4- در مكانى باشد كه خاك و زمين آن نرم است .
5-  سرسبز و خرّم باشد كه بجز سبزى چيزى ديده نشود.
6-  در مكان پست و زمينى گود نباشد.
7- در شهر باشد.
8-  ازاماكن عمومى وپُرسروصدا دورباشد؛نظيرخيابانهاى پرازدحام ونظايرآن .
9-  در منطقه اى زيبا و خوش منظر باشد.
10-  اضافه بر آن بايد در محيطى سالم و پاكيزه باشد و همانگونه كه از مولاى متقيان حضرت على (عليه السلام ) آمده ، بايد دور از آلودگيها و اماكن ميكروب دار باشد.
ب: آنچه در رابطه با مهندسى ساختمان به صورت عام و كلى است به برخى از آنها اشاره مى شود:
1- ساختمان بايد خوب و زيبا باشد.
2-  مهندسى ساختمان بايد خوب و كم عيب و نقص باشد.
3-  اتاق و يا خانه و حياط آن بايد وسيع باشد.
4-  در آن مجسمه و عكسهاى ذى روح و جاندار نداشته باشد، حتى اگر در سقف باشد.
5- بايد جايى خوب براى استراحت و آرامش باشد.
6-  بايد منظره آن آرامبخش و مقبول باشد؛ چرا كه باعث شادى و آرامش روح و روان مى گردد.
7- بايد در آن نمازخانه باشد. و اين نمازخانه بايد نزديك و در طبقه همكف و در مكانى پاكيزه باشد.
8-   بايد در آن حمام باشد، به شرط آنكه اين حمام در داخل باشد.
9-  بايد در آن مستراح با شرايط ذيل باشد:
الف : بايد در محلى مستور باشد.
ب : درمقابل خورشيد وماه نباشدوشخص متخلى عورتش به طرف آنهانباشد.
ج : به طرف قبله نباشد.
10- هر اتاقى بايد وسيع باشد و بيش از يك تخت خواب جاى داشته باشد.
11-  قبل از اتمام ساختمان و گذاشتن در، پنجره و پرده ، از آن استفاده نشود. همچنين نبايد مكانى خراب داشته باشد. مراجعه كنيد به اوّلين دانشگاه و آخرين پيامبرجلد دوّم ، صفحه  .
12- ارتفاع سقف ساختمان نبايد بيش از هشت ذراع باشد. و آپارتمان چند طبقه اى نباشد .
13- نبايد بالكنها و ناودانها برجسته باشد و سدّ معبر شود و مانع از عبور و مرور گردد. از امام صادق (عليه السلام ) نقل شده كه فرمودند:
اذا قام القائم (عليه السلام ) ... وسع الطريق الاعظم وكسر كل جناح عن الطريق وابطل الكنف والميازيب الى الطرقات .
چون قائم ما قيام كند از جمله اقداماتش اين است كه راههاى عمومى را بزرگ و وسيع مى گرداند و تمام تراسهايى كه از خيابان خارج شده و هر چه مزاحم كوچه و خيابانها باشد [مانند بالكن ها و ناودانها] را خراب مى كند.
حضرت على (عليه السلام ) نيز دستور مى داد تا بالكنها و ناودانها و هر چه مزاحم مسلمين است از سر راه برداشته شود.
د : آنچه مربوط به قسمت بسترى و بخشها باشد، به اشاره مى گذريم :
1-  اتاقهاوبخشهابايداز حيث وسايل مورد نياز درآن ، مرتب و آماده باشد.
2-  تميز بودن لباس و تشك و ملافه مريض و ديگر وسايل او.
3-  نظافت كردن اتاقها و بخشها از هر نوع كثافت كه باشد، چه كم و چه زياد، حتى تار عنكبوت .
4-  ظرف آشغال و زباله نبايد در بخشها و اتاقها بماند. زباله را بايد دور ريخت و هر روز بيرون برده شود.
5- نظافت كردن حياط و محوطه هاى بيمارستان ؛ زيرا عدم نظافت محوطه بيمارستان شبيه به كارهاى يهود است .
6-  در سقفها هيچگونه نقاشى و عكس نباشد و در اتاقها هيچگونه مجسمه و عكس جاندار گذاشته نشود چنانچه قبلاً نيز اشاره شد ...
7-  لباسهاى بيماران بايد نرم باشد؛ زيرا بدن را فربه مى كند و در آن احساس راحتى مى شود.
8-  در بيمارستانها نبايد بوى بد باشد.
تختها بايد رو به قبله باشد به صورتى كه اگر بيمار بر آنها خوابيد و يا نشست ، رو به قبله قرار گيرد
براى هر بيمار، حوله مخصوص و وسايل ويژه اى باشد
 در اتاق بيماران ، هنگام خواب و شب ، نبايد آتشى برافروخته شده باشد. نگاهى بر آنچه گذشت  
مراقبت از بيمار و تضمين از عدم تعرض و بازگشت بيمارى به او و ضمانت دكتر در صورت دچار شدن بيمار به مشكل و فراهم ساختن محيط مناسب براى بهبودى و سلامتى بيمار، مسأ له اى آسان نيست ، بلكه مسأ له اى بس دشوار است و نياز به كوشش و كار جدى دارد.
اينك ما در نظر داريم به برخى از نكات لازم الاجراء در بيمارستانها كه اسلام مدّ نظر دارد اشاره نماييم :
 1- بيمارستان بايد در مكانى باشد كه براى همگان قابل دسترسى باشد. اين مطلب قابل درك است كه بايد تعداد بيمارستانها زياد باشد و مى توان به جاى آنها در بعضى مناطق و مكانهاى مختلف ، درمانگاه عمومى قرار داد.
در آخر فصل گذشته ، روايتى آمد مبنى براينكه لقمان به فرزندش دستور مى دهد كه در سفر، همراه خود دارو ببرد تا اگر يكى از مسافرين نياز پيدا كرد، در دسترس باشد. اين مطلب بيانگر اهميت سلامتى مردم و تندرستى آنان از ديدگاه اسلام مى باشد .
از اين مطلب نيز مى توان اين موضوع را فهميد كه اسلام خواستار تعميم طب و سهل الوصول بودن آن مى باشد كه براى هر فردى و در هر مكانى بدون هر دشوارى قابل دسترس باشد .
همچنانكه اين موضوع را مى توان فهميد كه شارع مقدس به اين موضوع اهميت مى دهد كه در بيمارستانها، هيچگونه قوانين دست و پا گير ادارى نبايد باشد، تا مراجعين را از رسيدن به پزشك و دارو به مدت كوتاه و سريع ، دچار مشكل سازد .
2- از آنچه گذشت و خواهد آمد ما را وادار مى سازد تا بگوييم : در بيمارستانها هيچگونه مطلبى كه موجب ناخشنودى خداوند سبحان گردد نبايد باشد، مطلبى كه ما را از رحمت و لطف الهى محروم سازد؛ چرا كه بيمار در حالت لطف و رحمت خداوندى و بزرگوارى الهى به سر مى برد و اين مطلب باعث تزكيه نفس و پاكى از گناه مى گردد، اين مطلب را روايات متعدد بازگو مى كند .
اينها كه گفته شد درنبايدها بود و اينك به بايدها اشاره مى كنيم : بيمارستانها بايد سرشار از روحيه اى باشد كه با گفتار معصومين : كه قرب بيمار به عيادت كنندگان و پرستاران و بينندگان را خداوند در نظر دارند هماهنگى داشته باشد.
 3-  فزون بر آن ، در بيمارستانها نبايد سروصدا باشد؛ بلكه بايد آرامش و سكوت درآنجا حكم فرما باشد؛ زيرا سر و صدا باعث آزار و ناخشنودى بيمار مى گردد. چرا كه بيمار بيش از هر شخص ، نيازمند استراحت و آرامش مى باشد. و بايد با مهربانى و ملاطفت با او رفتار كرد. بنابراين ، هرگز نبايد با عواطف او بازى كرد و نه او را به خشم آورد.
از امام صادق (عليه السلام ) وارد شده كه فرمود : سه گروه دعايشان مستجاب مى شود: حج گزار و جنگجوى در راه خدا و شخص بيمار؛ بنابراين آنان را نرنجانيد
در قرآن مجيد نيز از زبان لقمان در پندهايى به فرزندش چنين آمده است :
وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ إِنَّ اءَنكَرَ الاَْصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ
ازصداى خودبكاه (وهرگز فرياد مزن ) كه زشت ترين صداها صداى خران است .
قرآن مجيد نيز آنانى كه صداى خود را بر صداى نبى اكرم (صلى الله عليه و آله ) بلندتر مى كردند، به شدت سرزنش نمود. از آيات ديگر قرآن مجيد هم استفاده مى شود كه صدا را پايين آوردن ، نيكوست ...
شهيد دكتر پاك نژاد ؛ مى گويند : آزمايش بر روى حيوانات ثابت كرده كه سروصداها باعث افزايش حساسيت آنان در سرايت ميكروب مى باشد . همچنين باعث بيمارى كليه ها و زخم معده و حتى باعث مرگ زودهنگام مى شود، چه اينكه همين حالت در مورد انسان هم مصداق پيدا مى كند
همچنين مى گويد : نزد دانشمندان ثابت شده كه علت زيادى مصرف داروهاى آرام بخش ، سروصداهايى است كه در شهرهاى شلوغ و پر ازدحام وجود دارد؛ چرا كه وجود ساختمانهاى آسمانخراش اثر قطعى در خراب شدن اعصاب دارد
دكتر هال مى گويد : به نظر مى رسد كه ساكنين طبقات بالايى آپارتمانها، محل سكونت آنان نقشى حساس در ايجاد افسردگى و نا اميدى در آنان دارد. و كسانى كه در اتاقهايى زندگى مى كنند كه پنجره ندارد و ارتباطى با دنياى خارج به طور كم دارند؛ اينان اشتباه بزرگترى مرتكب شده اند
پس روشن مى شود كه بيمارستان نبايد داراى چند طبقه باشد؛ چرا كه اين امر به زيان بيمار است . قطعاً از جهات ديگر نيز، ضرر و زيان آور است كه جاى بحث آن در اينجانيست .
ائمه گرامى : هم از ساختن بناهاى بلند نهى فرمودند. از امام صادق (عليه السلام ) نقل شده كه فرمود : چنانكه شخصى ساختمانى بلندتر از هشت ذراع بسازد، به او خطاب مى شود: اى فاسقترين فاسقها! كجا را مى خواهى ؟
روايات ديگرى نيز با همين مضامين وجود دارد
همچنين اين مطلب روشن مى گردد كه محل بيمارستان ضرورتاً بايد دور از اماكن و خيابانهاى پُر ازدحام باشد تا از هياهو و سروصداهاى ماشينها و مردم به دور باشد. و تأ كيد شده در مكانهاى آرام و بدون سروصدا ساخته شود.
همچنين نبايد اجازه داد تا در داخل بيمارستانها سر و صدا ايجاد شود بويژه هنگام استراحت بيماران ؛ زيرا خواب فراهم آورنده راحتى بدن مى باشد. پس بايد اين امكان را داد تا بدن در استراحت به سر برد .
4-  به ناچار بايد اتاقهاى بيمارستانها وسيع و بزرگ باشد تا بيش از يك تخت در آنها جاى داده شود، اين به دليل احاديث زيادى است كه از تنها خوابيدن انسان در يك مكان ، نهى كرده است . و اين را هم مى توان براى بيمارانى كه هرآن ممكن است در معرض حالتى قرار گيرند، توصيه و سفارش نمود؛ مطلبى كه وجود همراه و يا ديگر بيماران را در يك مكان لازم مى داند.
همچنانكه آسايش خاطر بيمار، وسعت بخشها، اتاقها و حياط بيمارستانها را مى طلبد. همچنين بايد در نظر داشت اين جداى از لزوم وسعت اتاقها جهت رفاه حال بيمار و عيادت كنندگان بيمار در موقع عيادت بيمار است كه اگر جا و مكان وسيع نباشد، قطعاً موجب عدم آسايش بيمار و صدمه زدن به او مى شود .
همچنين بيمار بايد مشرف بر فضايى وسيع باشد و حياط بيمارستانى كه بخشها مشرف برآنهاست ، بايد قادر باشد اين منظور را تأ مين نمايد. افزون برآن بايد قادر باشد نيازهاى طبيعى چنين مؤ سساتى را برآورده سازد. روايات زيادى وجود دارد كه بر لزوم وسعت و فراخى منزل و حياط آن ، تأ كيد و اصرار مى ورزد ...
5-  اوقات ملاقات عيادت كنندگان با بيماران بايد هر سه روز يك بار باشد و با رعايت كمى وقت جهت رفاه حال بيماران - ان شاءاللّه - در فصل آينده روايات مربوط به اين بحث را خواهيم آورد .
6- در روايات فراوانى بر پاكيزگى و نظافت تأ كيد زياد شده و آن جزئى از ايمان دانسته شده . خداوند هم از بنده كثيف و آلوده به كثافت ، خوشش نمى آيد .
احاديث وارده مى گويد : شستن لباس ، حزن و اندوه را مى زدايد.
از حضرت على (عليه السلام ) نقل شده است كه فرمود : هر كس لباسش را پاكيزه كند، غم و اندوه او كم مى شود.
روشن است كه غم و اندوه براى بيمار، سرانجام بدى دارد؛ چرا كه حضرت على (عليه السلام ) مى فرمايد : اندوه نيمى از پيرى مى باشد
از رسول خدا(صلى الله عليه و آله) نقل شده است كه فرمود: هر كس اندوهش فراوان باشد، بدنش پيوسته بيمار است .
از حضرت موسى بن جعفر(عليه السلام ) نيز نقل شده كه فرمود: (غم و اندوه فراوان ، آدمى را زود پير مى كند.
آرى ! مباحث علمى ، اين موضوع را به اثبات رسانيده است ؛ چرا كه اندوه ، اعصاب را فرسوده مى سازد و اثر زيادى در از بين رفتن نشاط و شادابى تن دارد. ادامه غم و اندوه موجب بيمارى و مرض مى شود. تفصيل و شرح اين مطلب را براى اهل فن به جايگاهش موكول مى كنيم .
اما در مورد نظافت اتاق و تمام وسايل آن و باقى نگذاشتن جارو و سطل زباله موقع شب ، همچنين نظافت محوطه و دستشوييها و توالتها، در كلام معصومين تأ كيد فراوانى وارد شده است . البته اين تأ كيد در مورد خانه هاى مسكونى وارد شده و روشن است اين تأ كيد در باره بيمارستانها و درمانگاهها به مراتب بيشتر خواهد بود؛ چرا كه با سلامتى بيماران ، ارتباط مستقيم دارد و اين موضوع جداى از آثار زيانبار جسمى كه دارد، با توجه به اينكه سهل انگارى و سستى در اين كار، شايد موجب شود كه بيماران ، مرضهاى مضاعفى پيدا كنند، پيداست كه عاقبت اين كار، بسيار بد است . و سهل انگارى خيلى مشكلتر از بيمارى اى است كه به خاطر آن در بيمارستان بسترى شده باشد. مسأ له اى كه موجب مشكلات و دشواريهاى مضاعف براى او و اطرافيانش مى گردد .
7-  و پس از اين ، اگر آتشى در اتاق بيمار روشن باشد، در كاهش اكسيژن موجود اثر دارد. بنابراين ، اجتناب از اين كار كه اثر روشنى در تنفس بيمار دارد، ضرورى به نظر مى رسد؛ چنانكه اكسيژن لازم به بيماران نرسد، شايد اثرات زيانبارى بر روى سلامتى بيماران بگذارد. و آنان را دچار مشكلات مضاعف غير از بيمارى خود كند. به نظر مى رسد اين است سرّ نهى امامان معصوم : از خوابيدن در اتاقى كه آتش در آن روشن شده ، باشد .
8- اما در باره مكان پُر از درخت و سر سبز، بسيار واضح و روشن است ؛ جداى از آنكه مناطق سرسبز و نگاه كردن به آنها باعث پيدايش شادى و سرور در انسان مى شود و چشمها را قوى مى سازد، درخت و سبزى ها در حقيقت باعث پاكيزگى هوا مى شوند. افزون برآن اكسيژن از خود پس مى دهند كه به عنوان غذاى مورد نياز جسم آدمى به شمار مى رود. اكسيژن از راه تنفس و سلول هاى بيرون بدن به بدن مى رسد، همان بدن كه اسلام دستور محافظت از آن را مى دهد و به نظافت و پاكيزگى آنها اهميّت شايان توجهى مى كند، تا بتواند با توانمندى بيشتر، وظايف خود را انجام دهد.
9-  اما تخت در بيمارستانها، بايد طورى باشد كه وقتى بيمار برآن آرميد به سوى قبله باشد . اين موضوع تا آن اندازه مهم است كه - به خاطر وجود برخى توازنات در مورد دستگاه گردش خون نسبت به جاذبه و ديگر مسايل - اين امكان را به بدن مى دهد تا مواد آهن موجود در بدن را به حال تعادل و توازن حفظ كند .
اين موضوع را مرحوم شهيد سعيد دكتر پاك نژاد در كتاباولين دانشگاه و آخرين پيامبربه تفصيل شرح داده ، مى توان مراجعه نمود. از آنجا كه نظر ما بر اختصار مى باشد به همين مقدار بسنده مى كنيم .
روابط پزشك با پرستار  
اما در باره روابط بين پرستار و پزشك بايد براين روابط، روح اسلامى و انسانى حاكم باشد. پزشك بايد پرستار را خسته نكند و روان او را مضطرب نسازد؛ چرا كه اين موضوع شايد بر رفتار و اخلاق او با بيمار، تأ ثير منفى بگذارد و حتى در كل خدماتى كه بايد براى بيمار انجام دهد، تأ ثير سوء گذارد .
پرستار نيز بايد به پزشك احترام بگذارد و خواست او را سريعاً انجام دهد؛ زيرا ممكن است اين درخواستها در راه بهبودى بيماران باشد، البته نه درخواستهاى شخصى او از آنجا كه پزشك و پرستار هر دو در تحقق يك هدف كه نجات بيمار و كاهش دردهاى او و در نهايت تحصيل رضايت خداوند سبحان گام برمى دارند، پس چرا نبايد در راه رسيدن به اين هدف كه باعث خشنودى خداوند سبحان و وجدان انسانى مى گردد با يكديگر همكارى نمايند؟!
پرستار در بيمارستان  
پس از آنچه گذشت ، روشن مى گردد كه رابطه ميان پرستار و بيمار چگونه خواهد بود. همچنين رفتار و كردار عمومى پرستار با بيماران در موقعيتهاى گوناگون روشن مى شود. بنابراين ، تمام اين رفتارها و حركات و اخلاقيات بايد به تمام معناى كلمه منشأ اسلامى داشته باشد، چرا كه - همانگونه كه گذشت - بيمار، به خداوند سبحان بسيار نزديك و مقرّب است و از رحمت و آمرزش خداوندى بهره مند و مستجاب الدعوه مى باشد. و بيمارى او چيزى جز هديه اى ربانى و رحمتى الهى ، نمى تواند باشد .
اينك با توجه به مطالب گذشته و ديگر مطالب ، مى توان به نكات ذيل اشاره نمود:
1-  لازم است پرستار، هرگز موجبات ناراحتى بيمار را فراهم نسازد و او را خشمگين نكند. احساسات او را درك كند و به اندازه توان به آرامش روان و تن او اهميت دهد. پرستار حق ندارد به بيمار پرخاش كند يا او را ناراحت كند؛ همچنانكه نبايد او را برنجاند و به ستوه آورد. بنابر فرمايش امام صادق (عليه السلام ) كه فرمود: هرگز بيمار را به ستوه نياوريد و او را نرنجانيد.
همچنانكه فرمود : گفتگو با آدم ناشنوا و به اطلاع او رساندن بدون اينكه از اين تلاش و كوشش به ستوه آيد، صدقه اى گوارا مى باشد.
تمام اين امور در باره پرستار سخن مى گويد و تأ كيد مى كند، پرستارى كه ممكن است كاسه صبرش بر اثر خستگى كار پيرامون بيماران ، لبريز شود.
آرى ! اين بود آنچه اخلاق و فضيلتهاى انسانى و تعاليم بلند و بزرگوارانه الهى بر پرستار واجب مى گرداند كه نصوص ‍ متواتر و زيادى حتى بر افراد غير بيمار، وارد شده چه بسا در باره بيماران .
آرى ! اين موضوع در باره اخلاق اسلامى و انسانى ، كه بر هر مسلمان واجب است خود را به آنها آراسته كند و با برادران مسلمان و ايمانى خود، براين اساس رفتار كند نيز لازم مى باشد.
2-  به هيچ عنوان تفاوتى ميان بيماران بى نياز و فقير نبايد قرار داد، چه در پذيرش آنان در بيمارستانها و چه در مورد خدمات و رسيدگيهايى كه بايد در بيمارستانها از سوى پرستاران و ديگر كاركنان آنان به بيماران ارائه گردد. در فصل پيشين سخن در اين باره گفته شد .
3-  پرستار بايد پاكيزه باشد و ظاهرى آراسته ، افزون بر آن بايد به نظافت بيمار و به طور كلى بيمارستان ، اهميت فوق العاده قائل باشد. و تمام مسؤ وليتهايى كه به عهده او گذارده شده در اسرع وقت و با دقت فراوان ، بايد انجام دهد

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 17:28  توسط هادی باباجانی  | 

copyof321.jpg
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 16:32  توسط هادی باباجانی  | 

200901271279.jpg
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 16:23  توسط هادی باباجانی  | 

11052004086.jpg11052004134.jpg
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 16:13  توسط هادی باباجانی  | 

11052004088.jpg
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 16:5  توسط هادی باباجانی  | 

صدفی به صدف دیگری گفت : درد عظیمی در درون دارم. سنگین وگرد است وآزارم می دهد. صدف دیگر با غرور ونخوت گفت آسمان و دریا را شکر که من دردی ندارم من چه از درون وچه از بیرون سالم سالمم

در همان لحضه خرچنگی که از کنارشان می گذشت ،گفتگوی آن دو صدف را شنید وبه آن صدفی که از بیرون و درون سالم بود گفت ، بله سالم وسر حالی اما حاصل درد رفیقت مرواریدی بسیار زیباست

 

جبران خلیل جبران

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 0:9  توسط هادی باباجانی  | 

فکر کنين ممکنه توی خونتون کسانی باشن که حتی گاهی شما بايد به اونها روحيه بدين وبه اين ترتيب نمی تونين ميزان کار رو کم کنين در مورد من که اينطور بود.

اين موضوع عموميت داره و اغلب ما باهاش روبرو ميشيم اطرافيانه ما اغلب از خود ما نگرانترن دليلش اينه که ما خودمون اونقدر شوکه شديم که احساسمون بيشتر اينه که داريم خواب ميبينيم مرحله بعدي هم يعني شروع درمان اونقدر سريع اتفاق ميفته که تا بخوايم از مرحله شوك وارد مرحله ترس و نداشتن روحيه بشيم با عوارض جانبيه دارو ها روبرو ميشيم و اين عوارض در شروع درمان اونقدر اثرشون ناجوره که آدم همه وقتش صرف اين ميشه که چه جوري از پس اينا بر بياد به اين ترتيب اون کسي که کمتر از همه فرصت واسه از دست دادن روحيه داره خود ماييم در حالي که اطرافيان ما به شدت ترسيدن،افسردن و حتي احساس گناه ميکنن( تصورشون اينه که بايد زودتر متوجه بعضي علائم غير عادي که در ما بوده ميشدن)اما اين درست نيست، من مورد هايي رو ديدم (از جمله خودم) که هيچ کدوم از علامت هايي رو که به عنوان نشونه هاي اون سرطانه خاص شناخته ميشه نداشتن و فقط يک سري علائم عمومي مثل ضعف و خستگي رو داشتن.اين که نوشتم کارتونو کم کنين اولا اجتناب ناپذيره و به قول دکتر خود من به زودي روز هايي ميرسه که از اين که خودت تونستي تنهايي بري دوش بگيري اونم به مدت 10 دقيقه احساس غرور بهت دست ميده درمان بدن رو ضعيف ميکنه دليلش اينه که بدن ما در شرايطیيه که بايد با چند تا چيز مختلف هم زمان مبارزه کنه.از طرفي با سلول هاي سرطاني،از طرف ديگه با خود دارو ها چون دارو هاي شيمي درماني در عمل سم يا توکسين هايي هستن که باعث نابوديه سلول ها ميشن( من بهش مي گفتم سم سلول کش )مکانيسم عمل اين دارو ها به اين ترتيبه که در واقع شما در هر دوره شيمي درماني دارين مقاديره قابل توجهي سم رو وارد بدنتون ميکنين که قراره اين ترکيباته سمي سلول هاي سرطاني رو نابود کنن طبيعيه که در اين بين عده زيادي از سلول هاي سالم در بافت هاي مختلف بدن از بين ميرن اين آسيب ديدگيه سلول هاي سالم يکي از دلايل اثرات جانبيه شيمي درمانيه.وارد شدن بدن در يک مبارزيه چند جانبه باعث ميشه که بدن ما سعي کنه همه نيروشو صرفه جبران مافات کنه يعني سلول هاي جديد بسازه که بتونن اين راهو ادامه بدن براي همينه که هر ماه CBC و پلاکت ما رواندازه ميگيرن. بدني که گلوبوله کافي نداشته باشه نميتونه شيمي درماني رو تحمل کنه. پس شما بايد با کم کردن فعاليتتون به جسمتون فرصت بدين که صدمات وارده رو ترميم کنه به جاي اين که بخشي از انرژي شو صرف انجام کارهايي بکنه که تا حالا انجام ميدادين براي اينکه به اطرافيانتون روحيه بدين لازم نيست که وقتي خبر بيماريتونو دريافت کردين از فرداش برين به قول ملا حسنيه عزيز بيل بزنين و کشاورزي کنين و گوجه فرنگي بکارين  کافيه که به اونا بگين براي بهتر شدن روند درمانتون و اين که بدنتون همه انرژي شو صرف مقابله با بيماري کنه کارتون رو ميخواين کم کنين و بيشتر دنبال کارهايي باشين که ازشون لذت ميبرين چون اين کار باعث ميشه که زودتر درمان شين و به زندگيه عادي برگردين.بهشون بگین که خوشبین هستین و مطمین از این که درمان می شین و این کم کردن کار که در همه جای دنیا هم توصیه می شه نشون دهنده چیز خاصی نیست.آدم با یک سرما خوردگی هم کلی از جنب و جوش میفته این که دلیل مردن نیست !
به هر حال چه شما بخواين و چه نخواين علائمي در شما بروز ميکنه که هر چه قدر بخواين مخفيش کنين نميشه مثلا ممکنه متوجه شين که حتي نگه داشتن يک ليوان با يک دست براتون سخته پس راهش اين نيست که سعي کنين به همه کار هاي قبلي ادامه بدين راهش اينه که بگين من حس ميکنم انرژيم کمتر از گذشته اس و مجبورم ليوانو دو دستي نگه دارم اما اين به زودي بهتر ميشه واقعاً هم ميشه دليلش اينه که بدن ما در ابتداي شيمي درماني به دارو ها عادت نداره پس دچار يک جور شوك ميشه اما به مرور با وضعيت جديد خودشو تطبيق ميده و بعضي علائم از بين ميرن هر چند که بعضي ها بيشتر ميشن به عنوان نمونه در دوره اول شيمي درماني ممکنه احساس ضعف که شبيه پايين اومدنه قند خونه در شما شدتش کمتر از ماه هاي بعد باشه اما بديش اينه که شما در يک آن بي اون که از قبل حسش کرده باشين حس ميکنين که قند خونتون شديدا پايين اومده و الان نقش زمين ميشين در ماه هاي بعد اين ضعف کم و بيش دائميه با يه نسبت ثابت و اگه بخواد شدت بگيره شما از چند دقيقه قبل حس ميکنين و ميتونين با خوردن يه چيز شيرين جلوشو بگيرين خلاصه اين که اصلاً نبايد تو ذهن خودتون به شكست فکر کنين به اون هايي که بيماري از پا درشون اورده فکر نکنين فقط به نمونه هاي موفق فکر کنين مثل لانس آرمسترانگ و با اطرافيانتون هم در همين مورد صحبت کنين.اگه از من ميشنوين سعي کنين عده آدم هايي که از مشکل شما با خبرن زياد نباشه چون در جامعه ما متاسفانه خيلي ها درک درستي از مسئله ندارن و ميتونن موجبات شکست شما رو فراهم کنن يکي مي خواد پشت تلفن آبغوره بگيره اون يکي خيال ميکنه ممکنه بيماري مسري باشه يکي ديگه ميگه ايشالا که خوب ميشي مراقب خودت باش راستي حالا كارت چي ميشه؟ حاضرن هنوز تو رو بپذيرن؟ يکي ديگه ميگه فلان دوست من مثل تو بود رفت فلان كشور درمان شد تو هم سعي کن بري .اون هايي که جنسشون خرابه از قطعاتي که از دست دادين تو بدنتون ميپرسن و ميخوام بدونن که حالا کجا هاي شما کنده شده!
اينايي که ميگم تجربيات دوستانه که براي من تعريف کردن ...
سعی کنین فکرتون رو طوری مشغول نگه دارین که به چیر های ناخوشایند فکر نکنین.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 23:41  توسط هادی باباجانی  | 

اولین آزمایشی که اغلب پزشکان در صدر آزمایش های درخواستی قرار می دهند و شاید بیشترین آزمایشی که شما نام آن را شنیده اید، CBC است. این آزمایش ساده و در عین حال پر از نکته های تشخیصی، در مدت کوتاهی قابل انجام است. برای چکاپ سلامت تان، در ابتدا پزشک درخواست آزمایش خون ساده یا همان CBC را می نماید. در این آزمایش، شمارش گلبول های قرمز، اندازه گیری شاخص های گلبول های قرمز مانند حجم متوسط آن ها، غلظت متوسط هموگلوبین، اندازه گیری هموگلوبین و هماتوکریت، شمارش گلبول های سفید، شمارش پلاکت ها و … صورت می گیرد. در واقع همه سلول های خونی و فاکتور های موجود در خون بررسی می شوند. با بررسی هر یک از موارد بالا یک سری بیماری را می توان تشخیص داد. برای مثال درباره گلبول های قرمز، انواع کم خونی ناشی از فقر آهن، ناشی از کمبود ویتامین B12 و اسید فولیک و … تشخیص داده می شود. بیماری هایی چون التهاب، عفونت و کمبود پلاکت و یا پرخونی و غیره نیز به این ترتیب تشخیص داده می شوند.
وقتی ما دچار بیماری عفونی می شویم، برای دفاع و جنگیدن در برابر عوامل بیماری زا، تعداد گلبول های سفید در خون زیاد می شوند. بنابراین با شمارش گلبول های سفید که خود شامل لنفوسیت، منوسیت، بازوفیل و غیره است، پزشک شما به وجود سلامت یا بیماری و حتی نوع مشکل شما پی می برد. برای مثال در عفونت های ویروسی این افزایش تعداد بیشتر از نوع لنفوسیت است. هر گونه کاهش یا افزایش هر یک از گلبول های سفید می تواند نشان دهنده بیماری خاصی باشد و برای پزشک شما مفهومی دارد. در سرطان خون شکل نادری از گلبول سفید به نام “بلاست” در خون دیده می شود. یکی از فاکتور هایی که در آزمایش خون مورد بررسی قرار می گیرد، هماتوکریت نام دارد. در کم خونی هماتوکریت کاهش می یابد و در افراد با خون غلیظ، هماتوکریت افزایش می یابد. در افراد سیگاری تحت تاثیر مونو اکسید کربن و کمبود اکسیژن هوای دمی، غلظت خون افزایش یافته و موجب افزایش هماتوکریت می شود. در آزمایش CBC می توانیم میزان پلاکت های موجود در خون را نیز اندازه گیری کنیم. در برخی بیماری ها به دلیل کاهش تولید یا افزایش تخریب پلاکت بیمار مستعد خون ریزی مکرر شده و این تغییرات را در آزمایش CBC می توان بررسی کرد
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 23:35  توسط هادی باباجانی  |